انتشار در: جمعه 8 اسفند 1404

درباره ویرایش کار خودت، اصالت و شکست

3-2-1: On editing your own work, being original, and failure

جیمز کلیر (James Clear)

نویسنده، سخنران و کارآفرین نامدار آمریکایی (نویسنده کتاب عادت های اتمی)

۳ ایده از من
I

«خوش‌بین‌ها در بلندمدت برنده می‌شوند؛
چون برآورد اشتباهشان از سختی مسیر یا احتمال موفقیت، آن‌ها را ترغیب می‌کند که حداقل امتحانش کنند.

اگر از همان ابتدا دقیق می‌دانستی چقدر سخت است و چقدر زمان می‌برد، شاید اصلاً شروع نمی‌کردی.

موفقیت را نمی‌توان تضمین کرد؛
اما شکست را چرا: هرگز کاری را امتحان نکن.»


II

«بدنت با چیزی که می‌خوری سازگار می‌شود.

ذهنت با چیزی که مصرف می‌کنی سازگار می‌شود.

روحت با چیزی که دوستش داری شکل می‌گیرد.

آنچه امروز به خودت می‌دهی، همان چیزی است که فردا به آن تبدیل می‌شوی.»

(خوراک فقط غذا نیست؛ محتوا، گفتگوها و علایقت هم بخشی از آن‌اند.)


III

«یکی از مهارت‌های حرفه‌ای که به‌شدت دست‌کم گرفته شده و تقریباً جایی آموزش داده نمی‌شود، توانایی ویرایش نوشته‌های خودت است.

نوشتن خوب در واقع بازنویسیِ خوب است.
ساده‌تر کردن پاراگراف‌ها.
شفاف کردن نکات کلیدی.
بررسی دوباره برای غلط‌های تایپی.

نوشتن دقیق و روان، در هر شغلی اثرگذار است.»


۲ نقل‌قول از دیگران
I

آنا کویندلن، نویسنده و روزنامه‌نگار، درباره اصالت می‌گوید:

«هیچ چیز مهم، معنادار، زیبا یا بزرگی از تقلید به وجود نیامده است.
کاری که واقعاً سخت و در عین حال شگفت‌انگیز است، این است که تلاش برای کامل بودن آن‌طور که دیگران انتظار دارند را کنار بگذاری و کارِ تبدیل شدن به خودت را آغاز کنی.

این مسیر سخت‌تر است، چون نقشه آماده‌ای وجود ندارد، الگویی برای تقلید نیست، ماسکی برای پنهان شدن نداری.
انتظارات دوستانت را کنار بگذار. خواسته‌های والدینت را کنار بگذار. پیام‌هایی را که فرهنگ غالب از طریق تبلیغات، سرگرمی‌ها، تأییدها و سرزنش‌ها درباره نحوه زندگی به تو می‌دهد، کنار بگذار.

کلیشه‌های قدیمی درباره نقش زن و مرد را کنار بگذار؛ حتی کلیشه‌های مدرن‌تر را هم کنار بگذار.
از یک صفحه سفید شروع کن؛ شاید ترسناک‌ترین نقطه آغاز.

بعد هر روز به انتخاب‌هایت نگاه کن و وقتی از خودت می‌پرسی چرا این تصمیم را می‌گیرم، پاسخت این باشد:
برای خودم.
چون این انتخاب، بازتاب کسی است که هستم و می‌خواهم باشم.

این چالش همیشه همراهت خواهد بود؛ چه ۲۱ ساله باشی، چه ۵۱ ساله. از تجربه می‌گویم.
وقتی شغلم در نیویورک‌تایمز را ترک کردم تا مادر تمام‌وقت باشم، خیلی‌ها گفتند دیوانه شده‌ام.
وقتی دوباره آن را ترک کردم تا رمان‌نویس تمام‌وقت شوم، باز هم همین را گفتند.
اما من دیوانه نبودم. خوشحال بودم. موفق بودم، طبق تعریف خودم.

چون اگر موفقیتت بر اساس معیارهای خودت نباشد! اگر در نگاه دیگران عالی به نظر برسد اما در قلبت حس خوبی نداشته باشی، آن اصلاً موفقیت نیست.»

منبع: سخنرانی مراسم فارغ‌التحصیلی Mount Holyoke، سال ۱۹۹۹


II

جان گاردنر درباره شکست می‌گوید:

همه شکست می‌خورند. جو لوئیس، قهرمان بوکس سنگین‌وزن جهان، گفته بود: “هرکسی باید انتظار داشته باشد یک روزی شکست بخورد.”
سؤال این نیست که آیا شکست خوردی یا نه؛ سؤال این است که آیا دوباره بلند شدی و ادامه دادی؟

و یک سؤال دیگر هم هست:
آیا در شکست خودت نقش داشتی؟
خیلی‌ها نقش دارند. یاد بگیر این‌طور نباشی.

منبع: Personal Renewal


۱ سؤال برای شما

سؤال این هفته ادامه‌ای است بر نقل‌قول جان گاردنر:

چطور ممکن است خودت در شکست خودت نقش داشته باشی؟

این سؤال به این معنا نیست که شرایط فعلی کاملاً تقصیر توست، یا حتی سهم تو و شرایط بیرونی برابر است.
اما واقعیت این است که در هر موقعیتی، تو چیزی با خودت می‌آوری. حداقل نگرش و طرز فکرت را.

به چه شکلی در سختی‌هایی که تجربه می‌کنی، خودت هم سهم داری؟

چنانچه نظری دارید در خصوص این مقاله، خوشحال میشیم بخونیم