۳ ایده از من
I
«واکنشهای غریزی معمولاً یا کاملاً اشتباهاند یا کاملاً درست.
وقتی این واکنشها صرفاً بر پایه احساسات باشند — بهویژه در حوزههایی که تجربه کافی در آنها نداری — اغلب اشتباه از آب درمیآیند.
اما وقتی از درک عمیق و تجربه شکل گرفته باشند، معمولاً درست هستند.
پس زمانی به حس درونیات اعتماد کن که تجربه و شناخت کافی پشت آن باشد.»
II
چند نکته درباره مذاکره:
باید اهرم قدرت داشته باشی.
کسی که ارزش بیشتری ایجاد میکند، اهرم بیشتری دارد.
کسی که میتواند میز مذاکره را ترک کند، اهرم دارد.
کسی که جایگزینناپذیر است، اهرم دارد.
کسی که گزینه دوم دارد، اهرم دارد.
کسی که اعداد و اطلاعات را میداند، اهرم دارد.
کسی که دیگران دوست دارند با او کار کنند، اهرم دارد.
کسی که درخواست بیشتری مطرح میکند، معمولاً بیشتر هم به دست میآورد.
و در نهایت یک نکته مهم:
بیشتر مذاکرهها یک اتفاق یکباره نیستند. کسی که در پایان مذاکره همچنان مورد احترام و علاقه دیگران باشد، در مذاکره بعدی موقعیت بهتری خواهد داشت.
III
«اینکه حتی زمانی که “نیازی” به باشگاه رفتن نداری، باز هم ورزش میکنی…
دقیقاً همان دلیلی است که باعث میشود به آن نیاز پیدا نکنی.
اینکه وقتی میتوانی پولت را خرج کنی، بخشی از آن را پسانداز میکنی…
دلیل این است که بعداً پولی برای خرج کردن داری.
عادتهای تو، منبع قدرت تو هستند.»
۲ نقلقول از دیگران
I
مایا آنجلو درباره پشتکار و شکست میگوید:
«در کارهایم همیشه یک ایده اصلی وجود دارد: ممکن است بارها شکست را تجربه کنیم، اما نباید اجازه بدهیم شکست ما را از پا درآورد.
شاید این جمله کمی سادهلوحانه به نظر برسد، اما باور دارم الماس نتیجه فشار زیاد و گذر زمان است.
اگر زمان کمتری بگذرد، کریستال شکل میگیرد.
کمتر از آن، زغال سنگ میشود.
کمتر از آن، برگهای فسیلشده.
و اگر حتی از آن هم کمتر باشد، فقط خاک معمولی است.
در تمام کارهایم — چه در فیلمهایی که مینویسم، چه در ترانهها، شعرها، نثرها و مقالهها — همیشه یک پیام را تکرار میکنم:
ما ممکن است شکستهای زیادی را تجربه کنیم. شاید حتی لازم باشد چنین شکستهایی را تجربه کنیم.
اما ما بسیار قویتر از آن چیزی هستیم که به نظر میرسیم و شاید بسیار بهتر از آن چیزی که به خودمان اجازه میدهیم باشیم.»
منبع: The Art of Fiction No. 119 – Maya Angelou
II
پیتر ال. برنستاین، سرمایهگذار شناختهشده، درباره تصمیمگیری بهتر در سرمایهگذاری و زندگی میگوید:
«باید دائماً به خودت یادآوری کنی: ما هرگز نمیدانیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد — در هیچ بازه زمانی.
بنابراین کاملاً طبیعی است که بخشی از تصمیمهای ما اشتباه از آب دربیاید. هیچ راهی وجود ندارد که همیشه تصمیم درست بگیریم.
این به این معنا نیست که فرد نادانی هستی.
اما به این معناست که باید روی پیامدهای احتمالی تصمیمها تمرکز کنی.
از خودت بپرس: اگر این تصمیم آنطور که انتظار داشتم پیش نرود چه میشود؟
نه فقط اگر کاملاً شکست بخورد، حتی اگر آنقدر که انتظار داشتم رشد نکند چه اتفاقی میافتد؟
اگر اوضاع بد پیش برود، چقدر بد میتواند شود؟ و چقدر روی زندگی من تأثیر میگذارد؟
این به این معنا نیست که باید کاملاً مطمئن باشی تصمیم درستی گرفتهای.
اما باید مطمئن شوی اگر اشتباه کردی، میتوانی با پیامدهای آن کنار بیایی.
در تصمیمگیری، پیامدها از احتمالها مهمترند.
این فقط یک روش محافظهکارانه برای تصمیمگیری نیست؛ در واقع شیوه درست تصمیمگیری در هر حوزهای است.»
منبع: A (Long) Chat with Peter L. Bernstein
۱ سؤال برای شما
این هفته به این سؤال فکر کنید:
چه چیزی را میتوانید از زندگی خود حذف کنید که باعث شود زندگیتان بهتر شود؟


